8-شور گیمنت
وقتي که دست را در دست ميگيرد و نقش قهرمان داستان را بازي ميکند يکجوري تمرکز ميکند و خودش را ميگيرد که انگار روحش در جسم رستم رفته و ميخواهد يک لشكر را از پا در بياورد و وقتي که به مرحله آخر بازي ميرسد ميخواهد سهراب و اسفنديار را يکجا از هستي نيست کند، ولي حيف که ديگر اينقدر کدهاي تقلب بازيها زياد شده که کشتن اسفنديار هم کاري ندارد و تو روئينتنتر از اسفنديار حتي چشمانت هم هدف تير قرار نميگيرد. دنيا را در 14اينچ خلاصه ميکند و همه دنيا را حريف ميشود، اگر هم اهل فوتبال باشد همزمان نقش کريستين رونالدو و مسي و وين روني را چنان برايت بازي ميکند که از جام جهاني هم زده بشوي و مبهوت جواني ميماني که يک تنه همه جامها را فتح ميکند و شايد هم بچه آنلايني باشد و از تهرون با يک نفر در بارسلون مسابقه ميگذارد و عقده اش را از غيبت در جام جهاني بر سر قهرمان جهان ميآورد و يک دست مَشت با هم بازي ميکنند و اسپانيا را هم 6 تايي ميکند، هر چند که تو هم جواني و آرزو هم به جوان عيب نيست و به خيالت فرض کن که اسپانيا هم 6 تايي شده، هر چند که ديگر 6 تايي کردن چشم باداميهاي کره هم براي ما رؤياست و به قول شاعر اگر شش گل بزنم آنم آرزوست.
شايد جذابيت بازيهايي که از دنياي ما واضح تر ساخته شدهاند و گرافيک آنها در حدي است که از هواي آلوده تهران بهتر ميتواني فضاي دور و برت را نگاه کني چنان تو را از خودت بيخود کرده و به بازي گرفته که يادت برود جواني در اين بازيها خلاصه نميشود و رسيدن به مرحله آخر بازي چنان برايت مهم و سرنوشت ساز است که حاضري به صندلي دانشگاه نرسي ولي به غول آخرين مرحله برسي و چنان اشکش را درآوري که به سرش هم دوئل با تو نيفتد و ساعتهايي که ميگذرند اينقدر برايت بياهميت شود که ديگر شب و روز را نشناسي و تمام هدف زندگيات بشود تمام کردن بازيهايي که هيچکس نميتواند تعداد آنها را بشمارد.
در خيابانها بعد از مکانهاي ضروري و اساسي لوازم آرايشي، عينک دودي فروشي، آب زرشک فروشي و کلوپ فيلم فروشي به مهم ترين مکان خيابان يعني گيم نتهايي ميرسيم که در نگاه اول همه يک چيز ميبينيم و آن هم هفت، هشت، ده تا جواني هستند که به حدي تمرکز کردهاند و چشم به مانيتور دوختهاند که ميترسي الان از شدت تمرکز آنها مانيتورها بيفتند و بشکنند، در و ديوار گيم نتها برخلاف کتابفروشيها که اندازه دوران حکومت ملکه ويکتورياي انگليس و اکبرشاه گورکاني هند و ناصرالدين شاه قاجار عمر کردهاند در و ديوار نو و شيکي است که از پوستر قهرمانان افسانهاي بازيهاي اين دورپر شده است.
شايد جذابيت بازيهايي که از دنياي ما واضح تر ساخته شدهاند و گرافيک آنها در حدي است که از هواي آلوده تهران بهتر ميتواني فضاي دور و برت را نگاه کني چنان تو را از خودت بيخود کرده و به بازي گرفته که يادت برود جواني در اين بازيها خلاصه نميشود و رسيدن به مرحله آخر بازي چنان برايت مهم و سرنوشت ساز است که حاضري به صندلي دانشگاه نرسي ولي به غول آخرين مرحله برسي و چنان اشکش را درآوري که به سرش هم دوئل با تو نيفتد و ساعتهايي که ميگذرند اينقدر برايت بياهميت شود که ديگر شب و روز را نشناسي و تمام هدف زندگيات بشود تمام کردن بازيهايي که هيچکس نميتواند تعداد آنها را بشمارد.
در خيابانها بعد از مکانهاي ضروري و اساسي لوازم آرايشي، عينک دودي فروشي، آب زرشک فروشي و کلوپ فيلم فروشي به مهم ترين مکان خيابان يعني گيم نتهايي ميرسيم که در نگاه اول همه يک چيز ميبينيم و آن هم هفت، هشت، ده تا جواني هستند که به حدي تمرکز کردهاند و چشم به مانيتور دوختهاند که ميترسي الان از شدت تمرکز آنها مانيتورها بيفتند و بشکنند، در و ديوار گيم نتها برخلاف کتابفروشيها که اندازه دوران حکومت ملکه ويکتورياي انگليس و اکبرشاه گورکاني هند و ناصرالدين شاه قاجار عمر کردهاند در و ديوار نو و شيکي است که از پوستر قهرمانان افسانهاي بازيهاي اين دورپر شده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 10:10 توسط سید علی حیدری
|
ازهستی خویشتن رها باید شد